الحلواني ( مترجم : عبد الهادى مسعودى )

21

نزهة الناظر وتنبيه الخاطر ( چشم تماشا ) ( فارسى )

فضيلت‌ها ومناقب وآداب وآثار وفصاحت واندرزها و بلاغت ايشان را به زياد « 1 » و مدعيانش ، وابن مقفَّع « 2 » ويارانش ، وابن عبيده ريحانى « 3 » و مجانسانش ، و ابو عثمان جاحظ « 4 » و موافقانش ، و ابان لاحقى « 5 » و همگنانش ، و سهل بن هارون « 6 » و هر كس كه چون آنان باشد منسوب داشتند و از اين كار ، پوشاندن آثار امامان و خاموش ساختن نور ايشان را قصد كردند و خداوند جز اين نخواهد كه نورش را كمال بخشد هر چند مشركان نپسندند و سيد رضى ( ره ) چه شيوا در يكى از كتاب‌هايش گفته است : من بى ترديد چنين معتقدم كه اين چهره‌هاى برجسته را كه پايه‌هاى اسلام و چراغهايى در دل تاريكىاند و خداوند مردمان را از منزلت ايشان فروتر كرده و دست و زبان را از رسيدن به ايشان باز داشته و ميان جهانيان و ايشان تفاوت نهاده و عيب و ننگ را از ايشان دور كرده ، آن كس دشمن است كه يا دل در نادانى فرو برده و چشم به گمراهى سپرده و از مستى هوس به سلامت نيامده تا راه درست را تشخيص دهد و يا دانا به فضيلت ايشان است و آگاه از پاكى شاخه و ريشهء آنان ، اما از سر دشمنى ، شناخت خويش را پنهان داشته و به مكر و حيله ، با خود مغالطه مىكند براى آن كه نهال كاشتهء خود را محكم و بنايى را كه ساخته ، پابرجا بدارد و بازار پيرامون خود را رونق بخشد و جماعتى را كه به او متوجّه شده ، به سوى خود كشد و همهء اينها براى اين اندك مال دنياست كه

--> ( 1 ) . زياد بن سميّه ، طاغوت سركش عراق در زمان حكومت معاويه است . او در خطابه و سياست ماهر بود . ( 2 ) . عبد اللَّه بن مقفّع ، سخنورى زبردست و سركردهء نويسندگان عصر خود بود . او ايرانى و نامسلمان بود ، اما به وسيلهء امير عيسى ، عموىسفّاح عبّاسى مسلمان گشت و نويسندگى دربار او را عهده‌دار شد اما به زنديقىگرى متهم گشت . او كتاب « كليله و دمنه » را به زبان عربى درآورد و نوشته‌هاى ديگرى نيز مانند كتاب « درّ يتيم » دارد . ( 3 ) . ابو الحسن ، علىّ بن عبيدهء ريحانى ، نويسنده ، سخنورى زبردست ، پر دانش با فضيلت و سخنانش نمكين و زيبا بود . كتاب‌هاى زيبايى در حكمت و مثل از او به جاى مانده است . او از اطرافيان خاصّ مأمون عباسى بود و به زنديقىگرى نيز متّهم شده است . ( 4 ) . ابو عثمان ، عمرو بن بحر جاحظ بصرى ، نويسندهء كتاب‌هاى متعددى مانند « البيان والتبيين » است . او از بزرگان معتزله و شيوا سخن‌بود و كتاب‌هايش بر فصاحت و ملاحت قلم او دلالت مىكند . وى به سال 255 هجرى قمرى درگذشت . ( 5 ) . ابان بن عبد الحميد رقاشى از شاعران به شمار مىآيد . او برخى كتاب‌هاى به نثر نوشته شده را به شعر تبديل نمود ، مانند « كليله و دمنه » ، « سيرهء انوشيروان » ، « بلوهر و بوداسف » و . . . ( 6 ) . سهل بن هارون دستميسانى به بصره آمد و سپس از خواصّ مأمون عبّاسى و كتابدار كتابخانهء « خزانهء حكمت » او شد . وى حكيم شاعر و در اصل ايرانى و ملّى گرا بود . او در همين زمينه كتاب‌هاى متعددى نگاشت كه « ثعلة وعفرة » به شكل « كليله و دمنه » ، « ادب اشك بن اشك » ، « شجرهء عقل / درخت ادب » و . . . از آن جمله‌اند .